ونداوندا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 3 روز سن داره

وندا دختر ما

سخني چند از بزرگان

عزيزم امروز ميخوام چندتا نصييحت و پند از بزرگان علمي و ادبي برات بذارم اميدوارم در آينده بتوني ازشون استفاده كني *جريان زندگي چيزي جز مبارزه ميان عاطفه و عقل نيست (مارك تواين) *آزادي متعلق به يكنفر نيست ،مال همه است(اسپنسر) *هرگز فرصت گفتن دوستت دارم را از دست نده(براون) *هرچه نور بيشتر باشد سايه عميق تر است(گوته) *سعادت ديگران بخش مهمي از خوشبختي ماست(رنان) *با تقوا و خوبي ميتوان سعادت آفريد(زنون) *براي شب پيري در روز جواني چراغي بايد تهيه كرد(پلوتارك) ادامه دارد........ ...
4 مرداد 1390

وندا چيكار ميكنه و چيا ميگه ؟ (اا ماهگي)

چيكار ميكنه؟ والا بگيد چيكار نميكه...حتي اگه يه ميخ به ديوار باشه دستشو ميگيره بلند ميشه خودشو ميندازه رو توپ باهاش قل ميخوره رفته بوديم خونه مامانجون پله دارن حسابي تمرين كرد ،رفت بالا اومد پايين ...رفت بالا اومد پايين.... در كشو ها و كابينتها رو باز ميكنه سرعت چهار دست وپا رفتنشم خيلي رفته بالا چراغو خاموش روشن ميكنه وقتي ميخواد بيشينه محكم خودشو پرت ميكنه تازگيها ياد گرفته به شرايط محيط نگاه ميكنه اگه زيرش سنگ باشه يواش ميشينه رو تخت و فرش خودشو ول ميكنه تا حالا چند بار با كله خورده زمين بابايي ميخواد براش كلاه ايمني بگيره خيلي سخت (يعني منو بيچاره ميكنه ) تا بخوابه دس دسي ميكنه(دست ميزنه) با انگشت اشاره ميكنه ن...
4 مرداد 1390

سخني چند از بزرگان

عزيزم امروز ميخوام چندتا نصييحت و پند از بزرگان علمي و ادبي برات بذارم اميدوارم در آينده بتوني ازشون استفاده كني *جريان زندگي چيزي جز مبارزه ميان عاطفه و عقل نيست (مارك تواين) *آزادي متعلق به يكنفر نيست ،مال همه است(اسپنسر) *هرگز فرصت گفتن دوستت دارم را از دست نده(براون) *هرچه نور بيشتر باشد سايه عميق تر است(گوته) *سعادت ديگران بخش مهمي از خوشبختي ماست(رنان) *با تقوا و خوبي ميتوان سعادت آفريد(زنون) *براي شب پيري در روز جواني چراغي بايد تهيه كرد(پلوتارك) ادامه دارد........ ...
4 مرداد 1390

11 ماهگيت مبارك خوشگلم

دختر نازم 10 ماهگيتم تموم شد خيلي خانم شدي تازگيها وقتي مياستي دستتو ول ميكني و يه قدم به جلو بر ميداري خيلي شجاعي بابا و ماما ميگي دستتو ميذاري رو گوشت الو ميكني دستتو ميگيري به مبلها دور خونه راه ميري ميشيني كتاباتو ورق ميزني ميخوني ترجيح ميدي با وسايل خونه بازي كني تا با اسباب بازيهات روي زمين دنبال كوچيكترين چيزا ميگردي حتي پرزا رو هم ور ميداري ميذاري دهنت وخيلي كاراي ديگه الان يادم نمياد..... وندا داشت كتاب ميخوند... البته قبل از اينكه دوربينو ببينه بچم به عكاسي بيشتر از مطالعه علاقه داره وندا رفته بود دربند ...
25 تير 1390

11 ماهگيت مبارك خوشگلم

دختر نازم 10 ماهگيتم تموم شد خيلي خانم شدي تازگيها وقتي مياستي دستتو ول ميكني و يه قدم به جلو بر ميداري خيلي شجاعي بابا  و ماما ميگي دستتو ميذاري رو گوشت الو ميكني دستتو ميگيري به مبلها دور خونه راه ميري ميشيني كتاباتو ورق ميزني ميخوني ترجيح ميدي با وسايل خونه بازي كني تا با اسباب بازيهات روي زمين دنبال كوچيكترين چيزا ميگردي حتي پرزا رو هم ور ميداري ميذاري دهنت وخيلي كاراي ديگه الان يادم نمياد.....   وندا داشت كتاب ميخوند... البته قبل از اينكه دوربينو ببينه بچم به عكاسي بيشتر از مطالعه علاقه داره   وندا رفته بود دربند       ...
25 تير 1390

خونه خاله

دخترم هفته گذشته رفتيم خونه خاله سميرا خرمدره خيلي خوش گذشت تو هم حسابي با سروشابازي وشيطوني كردي اين چرخ سروشاست ولي وقتي خودشم مي خواست سوار شه نمي ذاشتي اين عروسكم كه جلوي چرخه خاله جون برات خريده يه خانمي ميبافه منم چندتا ديگه برات سفارش دادم درست كنه وندا و سروشا يه روزم رفتيم غار كتله خور تو استان زنجان وندا تو غار وندا و بابايي تو غار ...
21 تير 1390

خونه خاله

دخترم هفته گذشته رفتيم خونه خاله سميرا خرمدره خيلي خوش گذشت تو هم حسابي با سروشا بازي وشيطوني كردي اين چرخ سروشاست ولي وقتي خودشم مي خواست سوار شه نمي ذاشتي اين عروسكم كه جلوي چرخه خاله جون برات خريده يه خانمي ميبافه منم چندتا ديگه برات سفارش دادم درست كنه   وندا و سروشا     يه روزم رفتيم غار كتله خور تو استان زنجان    وندا تو غار     وندا و بابايي تو غار   ...
21 تير 1390